تبليغاتX
پریناز online
تیم بسکتبال

 معلم چو ناگه بیامد
کلاس چو شهر فرو خفته خاموش شد
صداهای فریاد ز هر سو بلند
بپیچید و رفته در گور شد
سکوت غم آلود کلاس را
صدای درشت معلم شکست:
بیا احمدک درس دیروز را بخوان
تا بدانم که سعدی چه گفت .
ولی احمدک درس ناخوانده بود
جز آنچه دیروز از معلم شنفت
زبانش به لکنت افتاد و گفت:

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز ... تو کز ...
وای یادش رفته بود .
جهان پیش چشمش سیه روی شد
صداهای نفرت ز هر سو بلند بپیچید و رفته در گوش شد :
- چرا احمد تنبل بی شعور
ندانی چنین درس آسان بگوی
مگر چیست فرق تو با دیگران ؟
احمد گفت : وای چه می گوید آموزگار؟
مگر او ندیده تلخی روزگار
که دیگران به دامان مادر خوشند و من
مادر زکف داده ام
که دیگران به پول پدر می نازند و من
با پدر می کنم پینه دوزی و کار
ببین ... ببین ...
دو دست پر از پینه ام شاهد است.
معلم بگفت :
به من چه که دستت پر از پینه است
به من چه که مادر زکف داده ای
کنیم اکنون پر پینه پاهای تو
رود یکه نفر فلک آورد
فلک را ز بهر کتک آورد
احمدک چو این سخن ز آموزگارش شنفت
زبانش به حرکت افتاد و گفت :
تحمل خدای را دمی
توکز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
باید میرفتم داداشی...

نوشته شده توسط در  ساعت 23:41 | لينک

تغییرات:
متحول شدن وتغییرات همیشه خوشایندنیست،امابرای ماآدم هاخیلی وقتها
مفیده.دگرگونی وتحول مدتی یکبارباعث عوض شدن روحیه آدم میشه،بعضی
ازاین تغییرات روحیه آدم تغییرات ژرفی می دهد،طوریکه فکرمی کنی ازنوباید
شروع کنی.وقتی زندگیت رنگ متالیک می گیره(خنده).
من یکماهی است که اینطوری شدم،مدتهابودچیزهامومخصوصاوسایل منزلم
دوست نداشتم،دنبال بهانه ای بودم که تغییراتی بهشون بدم اونهم تغییراتی
مفصل!بالاخره این اتفاق خوشایندبرام افتادوچقدرلذتبخش بود طوریکه حالا
احساس می کنم حتی زندگیم هم ازاول شروع شده بااین تفاوت که یک
هشتم قرن زندگیم رارفته ام تابماندبقیه اش...
وقتی رفیق وداداش خوبی داشته باشم بردن اسباب هابایدبالذت انجام بشه
حتی جابجاکردن یک لیوان هم می تونه قشنگ بشه مگه نه؟
می گویند:"عدوسبب خیرشوداگرخداخواهد."
من ازابتدای امسال به این ضرب المثل ایمان پیداکردم،امسال دراین شش ماه
ابتدایی دوتغییر اساسی انجام دادم که هردوعدومسببش بود،امابعدمتوجه شدم
چقدرراضی ترم وخداروشکرمی کنم.
همهء کسانی که من بخاطرخودم می خواهندصمیمانه درآغوش می فشارم واز
اونهاتشکرمی کنم وامیدوارم درهمهءمراحل زندگی موفق باشند.


نوشته شده توسط در  ساعت 21:7 | لينک

      
آری بانـــــو

برقصانم میان ایل

بسان دختر کولی

شب خون بس میان ایل می رقصم

نوشته شده توسط در  ساعت 8:51 | لينک

کورش بزرگ : فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند
تا وجودم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
آسوده بخواب کوروش که فرزندان راستين تو ايران را از تازيان بازپس
خواهند گرفت.
من یک ایرانیم گفتارم : گفتار نیک / کردارم : کردار نیک / پندارم : پندار نیک 
من کورش هستم "شاه هخامنشي"اي مردي که هر که هستي و از هر
کجا که ميايي"زيرا که ميدانم که خواهي آمد:من کورش هستم که به
ايرانيان شاهنشاهي بخشيد"يگانه چيزي که هنوز براي من باقيمانده
است"يک مشت خاک است"که پيکر مرا پوشانده است.
     

 

      

نوشته شده توسط در  ساعت 21:40 | لينک

پیرمردبه من نگاه کردوپرسید
چندتادوست داری؟
گفتم چرابگم ده یابیست تا...
جواب دادم فقط چندتایی
پیرمردآهسته وبه سختی برخاست
ودرحالیکه سرش راتکان می دادگفت:
توآدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی درموردآنچه که می گویی خوب فکرکن
خیلی چیزهاهست که تو نمی دونی
دوست فقط اون کسی نیست که
توبهش سلام می کنی
دوست دستی است که توراازتاریکی

وناامیدی بیرون می کشد
درست هنگامی دیگرانی که توآنهارادوست
می نامی سعی دارندتورابه درون آن بکشند
دوست حقیقی کسی است
که نمی تونه تورارهاکنه
صدائیه که نام تورازنده نگه می داره
حتی زمانی که دیگران تورابه فراموشی سپرده اند
امابیشترازهمه دوست یک قلب است
یک دیوارمحکم وقوی
درژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق هاازآنجامی آید!
پس به آنچه می گویم خوب فکرکن
زیراتمام حرفهایم حقیقت است
وفرزندم یکباردیگرجواب بده
چندتادوست داری؟
سپس ایستادومرانگریست
درانتظارپاسخ من
بامهربانی گفتم
اگرخوش شانس باشم...فقط یکی
وآن تویی
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تومی سپارد
درتنهائیت توراهمراهی می کند
ودرغمهاتورادلگرم می کند
کسی که اعتمادی راکه بدنبالش هستی به تو می بخشد
وقتی مشکلی داری آن راحل می کند
وهنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری

به توگوش می سپارد
وبهترین دوستان عشقی دارندکه نمی توان توصیف کرد
غیرقابل تصوراست
چقدرخداوندبزرگ است
درست زمانی که انتظاردریافت چیزی راازاونداری
بزرگترین چیزهارابه تومی بخشد
شایدمتعجبی که چرااین مطلب رابه تومی گویم
زیراباداشتن دوستی مثل تو
خداوندقلب مرابه آرامش رساند
وتاهنگامی که آسمان آبی است همیشه درقلب منی.

شعربالا ازوبلاگ نونوایی محمدبرداشتم وبلاگ زیبایی حتما سربزنید.
نوشته شده توسط در  ساعت 19:52 | لينک

Image hosted by TinyPic.com
زلیلایی شنیدم یاعلی گفت
به مجنونی رسیدم یاعلی گفت

نسیمی غنچه ای راباز می کرد
بگوش غنچه کم کم یاعلی گفت

چمن باریزش باران رحمت
دعامی کردواوهم یاعلی گفت

یقین پروردگارآفرینش
به موجودات عالم،یاعلی گفت

خمیرخاک آدم راسرشتند
چوبرمی خاست اوهم یاعلی گفت

علی راضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یاعلی گفت

مگرخیبرزجایش کنده می شد
یقین آنجاعلی هم یا علی گفت

نوشته شده توسط در  ساعت 22:53 | لينک