
وقتی توی زندگیت یه چیزمهم بدست آوردی
گمان نکن که بایدهمه چیزرافراموش کنی هرچندآدمی
چیزی ازگونهءفراموشکاران است.
خوش آمد گویی به پاییزهر چند که ما تو شهرمون از پاییز
محرومیم اما بقول شاعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست ... 
می خوام اولین نفری باشم که به خانم مربی قبولی درامتحان وارتقای
کارت داوریش هزاربارتبریک میگم .

اگر فردا آمد
و من ديگر آنجا نبودم
اگر آفتاب طلوع كننده چشمهايت را
پر از اشك يافت
اميد وارم گريه نكني
آنچنانكه امروز مي گريستي
وقتي فكر مي كني
به چيزهايي كه نتوانستيم به يكديگر بگوييم
مي دانم چقدر مرا دوست داري
همانقدر كه من تو را دوست دارم
هر وقت به من فكر مي كني
مي دانم چقدر دلت برايم تنگ مي شود
اما چون فردا را بدون من آغاز كردي
سعي كن بفهمي
كه فرشته اي نام مرا خواند
و دست لرزان مرا گرفت
و گفت جاي من فراهم شده
در بهشتي دور دست
و من بايد ترك گويم
تمام كساني را كه دوست دارم
اما چون بر مي گردم تا شما را ترك گويم
اشكي از گونه هايم مي چكد
چرا كه تمام طول زندگيم
نمي خواستم بميرم
كه چيز هاي زيادي براي زنده ماندن داشتم
هنوز كار هاي ناتمام بسيار دارم
برايم باور نكردني بود
كه روزي شما را ترك كنم
هميشه به گذشته فكر خواهم كرد
به خوبيهايش و بديهايش
چقدر همديگر را دوست داشتيم
چقدر در كنار هم خوش بوديم
اگر باز ديروز بيايد
حتي براي لحظه اي
فرصت دارم با تو خداحافظي كنم و تو را ببوسم
و ممكن است لبخند تو را باز ببينم
اما خوب مي دانم
كه اين شدني نيست
چرا كه جاي خالي من و خاطراتم
يادگار من خواهد بود
و وقتي به دنيا فكر مي كنم
و چيزهايي كه ممكن است فردا دلم برايشان تنگ شود
من به ياد تو مي افتم و در اين زمان
دلم از اندوه پر مي شود
اما وقتي از دروازه بهشت عبور كردم
فكر كردم به خا نه ام آمده ام
خدا نگاهي به من انداخت و لبخندي زد
از آن تخت سلطنت طلاييش
و گفت
اين جاودانگي است و تمام آنچه به تو قول داده بودم
زندگيت در زمين تمام شد
اما زندگي جديد تو در اينجا آغاز گرديد
ديگر فردايي وجود ندارد
امروز براي هميشه باقي است
تو به من بسيار وفادار بودي
راستگو و امين بودي
ترا آمرزيده ام
و آزاد هستي
بیاو دست مرا بگير
و زندگيت را با من تقسيم كن
پس چون فردا آيد
فكر نكن خيلي از هم دوريم
چرا كه هر زمان به من فكر مي كني
من همانجا در قلب توام
عروسک جون فدات شم، توهم قلبت شکسته؟
به صدتاشبنم اشک توی چشمات نشسته؟
منم مثل توبودم یه روزتنهام گذاشتن
یه دریااشک حسرت توی چشمام گذاشتن
بمیره اونکه می خواسته ماروگریون ببینه
سراب سینه هامون رو زغم ویرون ببینه
عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره
زمستون توقلبم که هیچ گرمی نداره
بایداونجابخشکیم توگلدون شکسته
نه اینکه باغبون نیست، درگلخونه بسته است
دلم می خوادیه روزی بعدسالها
پرستوی سعادت روببینی
نمی خوام بیش ازاین توصورت عشق
نشون یاس ووحشت روببینی
دلم می خوادیه روزی فارغ ازغم
تبسم روی لبهامون بشینه
شایداون روزدوباره جون بگیره
نهال آرزوهامون توسینه

رفیق یعنی چی؟
ارتباط باآدم هاچندلایه است داخلی ترین لایه همون رفیق
عزیزاست.بایه عده ای سلام علیک داریم.بابعضی ازآدم هایه
گپی هم می زنیم وبین همین آدم هاممکنه عده ای باشن
که باهاشون شوخی هم بکنیم ولی این رابطه محدودبه کار
یاتحصیله.ولی ازبین اینهاممکنه یه حلقه دیگه هم تشکیل بشه
که توباهاشون رفت وآمدپیدامی کنی وتوی اینهاممکنه چندنفر
پیدابشن که رفیق گرمابه وگلستان باشن.می شه باهاشون رفت
سفر،می شه باهاشون درسفرخوش بودو...وازهمه مهم تراینکه
می شه باهاشون هیچ کاری نکرد.یعنی وقتی کنارتوحضوردارن 
می تونی نگران هیچی نباشی.نه بایدبراشون حرف جالبی بزنی،نه
بایدنگران سکوت باشی ،نه بایدنگران این باشی که اگه الآن خوابت
بیادنمی تونی بخوابی...
هرگز در خشم دست به عمل نزن .
به ديگران فرصتي دوباره بده اما نه سه باره .
چيزهاي كم اهميت رو تشخيص بده و آنها را ناديده بگير .
مواظب سرعتت باش .
حال و هواي بچگي رو رها نكن .
پيش از يافتن شغل تازه از شغلت استعفا نكن .
مثل پر شورترين و مثبت ترين كسي شو كه ميشناسي .
بهترين دوست همسرت باش .
وقتي از تو تعريف ميكنند بك متشكر صميمانه بهترين پاسخ است .
كاري را انتخاب كن كه با ارزشهاي تو هماهنگ باشد .
براي همه موجودات زنده احترام قائل باش .
بازنده خوبي باش .



